مهر خاموشـــــی به لبهایم بنه
ای به پادارنـــــده انـدوه عشق
کامـــشب از این اتهـــــام ادعا
می رود از جان لیلا روح عشق
*******
ادعا کردم ز جــــان عاشق شدم
لیک دیدم بی گمان عاشق شـدم
ادعــــای عشــــق آیا جرم بود؟!
این حقیقت را بدان عاشق شـدم
*******
جـــــاده رویـــــای سبـــــــز آرزو
آه زیبـــــــا بــــــود با لبخند تـــــو
محو شد در بغض غم آن خاطرات
مانــــد دل در حســــــرت پیوند تو
*******
ای کاش تو همـزبان نبودی با من
از چشم تـــرم روان نبودی با من
افسوس تمام مهــــــربانان رفتند
ای کاش که مهربان نبودی با من
*******
غزل گفتم که چشمان تو باشم
که شاید یکــــدم از آن تو باشم
مرا دنیا بهشتـــــی جاودانست
اگر مـــرغ غزلخــــوان تو باشم
|
+| نوشته شده توسط
لیلا در پنجشنبه سی ام خرداد 1387
|